متن: امیرحسین – مجموعه‌ی کوتاه «من»


– مجموعه‌ی کوتاه «من» از امیرحسین –

۱. «من» (آهنگساز: احسان شاه)

قسمت ۱
من همینجا خوبه جام / هنوزم هستمُ ردیفُ رو به راهم
تا روز مرگم می‌جنگم عقب نمیرم / همین میمونم و هیچ‌وقت عوض نمیشم
اهل زمینم واسم نیست جا رو ماه / می‌خوام آدم باشم نه شیر یا روباه
خدارو دارم تو باورم / پس از کل دنیا پولدارترم
با اینکه قلبم از رسم زمونه عاصیه / ولی راه زندگی رو با قدرت می‌رم
لبخند رو لبامه اینجوری کامل و محکم میشم
برد و باخت، خوب یا بد، سفید یا سیاه، روز یا شب
دوس داریم غم کسی رو نبینیم پس ماها کلا همه همینیمُ بس
ددی بهمون نداد یه لندکروز مشکی / نشدیم بزرگ تو دندونپزشکی
تحت نظر از دنیا و روزای رنگیش کردیم صرف نظر
باید دیگه مارو بشناسی / واسه دل میخونیم بدون چشم داشتی
همه چی شروع شد از صفرِ صفر / حالا سینه سپرِ و هست سفتِ سفت
ما کلا هممون همینیم همین / باس وایسیم رو پامون نشینیم زمین
همخوان
همین میمونیمُ هستیم عوض نمی‌شیم / بلدیم عرق پای هدف بریزیم
آشناس گوشمون با زخم زبون / میخوان له کنن مارو طعنه زنون
ولی امروز قوی‌تریم از دیروز / اونکه می‌جنگه تا داره نفس هست پیروز
دل گرمِ پَ نیس حرفام سرد / هرچند درگیریم با اعصاب درد
همین میمونیم و هستیم و نمیشیم عوض / تا تهش وایمیستیم و نمیریم عقب
حال خوبمونُ هیچی نمی‌کنه بد / امید از لیست دلمون نمیخوره خط
قسمت ۲
هر روز، دورتر از دوستای توپ / هر روز، بدتر از روزای خوب
دورتر، میشیم و تو بمون نزدیکم / من از آزادی میگم و تو بخون از ایفل
الایی تنهایی بد حالی میده / وقتی دنیا زیر پات سر پایی میشه خیس
واسه حرفات گوشا هرجا میشه تیز / گرمِ دل تو سرمایی دیگه نی
تا جام نخوری زمین نمیتونه باشی جام / حرفمُ نفهمی نمیتونی باشی پام
مغزتُ می‌کنم قیرپاشی / دخلتُ، میارم حتی اگه دیو باشی
شده دنیا تایی فابیمون / بیست چهاری دورشیم انگاری قابیم
مریض و آلوده ایم مثه هوای تهرانیم / قفل و وحشی مثه شبای تهرانیم
بگذریم، ما دوست داریم قانونُ بشکنیم / حرفای سازنده رو بشنویم
انقدر راه بریم تا بشیم بهترین
از سر صبح که باز میشه پلکام / تا وقت خواب که خواب میره چشمام
باس کتابش باز باشه قصه چی / داره ادامه داستان زندگیم
همخوان
همین میمونیمُ هستیم عوض نمی‌شیم / بلدیم عرق پای هدف بریزیم
آشناس گوشمون با زخم زبون / میخوان له کنن مارو طعنه زنون
ولی امروز قوی‌تریم از دیروز / اونکه می‌جنگه تا داره نفس هست پیروز
دل گرمِ پَ نیس حرفام سرد / هرچند درگیریم با اعصاب درد
همین میمونیم و هستیم و نمیشیم عوض / تا تهش وایمیستیم و نمیریم عقب
حال خوبمونُ هیچی نمی‌کنه بد / امید از لیست دلمون نمیخوره خط نه

۲. «شهر موش‌ها» (آهنگساز: سهند MZ)

قسمت ۱
آ تهران شده شهر موشا / دیگه آویز نمیشه حرف به گوشا
همه میبینن همدیگرو نمه گوشتالو / همه دنبال مرگن بعد نوشداروا
تهران شده پاتایا، شهر فرنگ به چه قشنگ
با دافا شب و روز میشینه یه هوای سنگین روش / میده جون بدی ترکای غمگین گوش توش
شده دغدغه لیمبو لامبو / میشه روشن خونه ها با فیلمو لامپو
یکی یه جا اَ پرخوری کشته می‌شد / یه جا علنا شده بود گشنگی مُد
یکی یه جا اَ خیانت باز بو می‌بره / یکی جایزه واسه پسر راستگو می‌خره
یکی باز واسه جای خواب داستان داشت / پی بهونه که بکنن بازداشتگاش
همخوان
میگی، واسه فردا هیچ حسی نیس / اعصاب مصاب Rest In Peace
نیس شنیدن این حرفا بعید / وقتی می‌پاشن رو مغزا اسید
دیگه نداره حتی حال ناله مرغ سحر / میشی پاییزی تا برسه گل به ثمر
تو هرچیُ فهمیدی از من ببر و بذار و واسه بعد غصه هارو لبخند بزن
قسمت ۲
بازی تازه شروع شده حالا آخرشو نیگا / بهم بگو پدر رپ فارس چون مادرشُ می***
نیستم اَ اینا ک اَ نا امیدی مینالن / راه درازه ولی یه تنه تا تهشو میام
میاد با پول ددی ناب براتون / ماها رفیقامون نابتر اَ تابترتون
با صدامون دم می‌کنه شاهرگتون / حقیقتارو می‌گیم در میاره شاخ سرتون
باز پرتون میریزه مثه ما دوس داری باشی / ولی هنوزم لا کار دوستاتی داشی
هرکی بالاتره، میگی از دوستاشی حاجی / داری واس ما نی واس مامی لوس بازی حاجی
اینجا کسی نمیزنه بوس به دستت / تو، در نرفته سوخته مغزت
اینجا رسمش همینه / مثه رگبار حرفام، بپا رو مخت ترکش نشینه
همخوان
میگی، واسه فردا هیچ حسی نیس / اعصاب مصاب Rest In Peace
نیس شنیدن این حرفا بعید / وقتی می‌پاشن رو مغزا اسید
دیگه نداره حتی حال ناله مرغ سحر / میشی پاییزی تا برسه گل به ثمر
تو هرچیُ فهمیدی از من ببر و بذار و واسه بعد غصه هارو لبخند بزن (×۲)

۳. «چقد پول» (آهنگساز: احسان شاه)

قسمت ۱
صبح و شب و روزمرگی / ظلم حرف زور بردگی
زد و بند و جمع و تفریق / جرو بحث و جنگ و تحدید
صبح به صبح تست و درس، معلم و یه بیست دیگش
حالا تویی دوتا جیب خالی ما میخوری به پیسی تهش
میگی گور پدر درس و مشق / میزنی تو کار کسب و کش
پول، حیف که مجبوری / صبح و شب کنی هرجوری هست
ته دلت دوس داری پره پول باشه / جیبت هرکاری میخوای انجام شه
باشه چراغ گدا نره از کنارت دست خالی
میخوای پُر باشه جیب، مادر همه رو بکنی پاش خالی
نمونی لنگ خرج شبت رو نزنی به هر آشغالی
دوس داری باشه سیر شکمُ / دوس داری بدی گیر به کلان
نباشه بد باشه همه چی خوب / رفیقا ردیفُ همگی توپ
بپیچه تو خونه بوی پولُ / ازت بسازه پول یه غول
همه سگا بدن واست دم تکون / تو رو نده حتی بمب تکون
پول، پول، میذاره از تو جیب بوش میکنه مست
تیزه تیزه میبره دستُ / خون و خون و میخوره پس
همخوان
چقد پول!… یه عالمه پول… یه عالمه… خدا جونم
پووول… پووول…
وای ثروتمند شدم…
قسمت ۲
چقد پول، چقد خوب رسیده خبر موثق که
پره پره حساب بانکی میریزه از جیب بالاخره شدی موفق
میگی میتونه درداتُ بده التیام / داری بهش اشتیاق و احتیاج و اعتیاد
چقد خوب، چقد پول…؟
میتونه وقتی دنیا رو مخته واسه یه لحظه از ته دل تورو بخندونه
کاری کنه همه غصه ها بپیچن بپیچن برن خونه
تورو خوده خودتو بخوانت نباشه چیزی که برنجونه
نخوانت واسه… پووول / نخوانت تا وقتی باشه… پووول
خدا جونم… پووول… چقد پول، پووول
نشه همه دنیات… پووول، پووول
خدا جونم… پووول… چقد پول، پووول
هر روز بیشتر میشه اشتهات / به پول و پول و اسکناس
حتی به پاش میکنی التماس / میگی نباشه همه چی افتضاست
چقد پول، چقد پول / شدی از خودت چقد دور
همه تهش قراره برن گور / حالا تا میتونی پاش بزن زور
همخوان
چقد پول!… یه عالمه پول… یه عالمه… خدا جونم
پووول… پووول…
وای ثروتمند شدم…

۴. «آدما» (آهنگساز: سهند MZ)

قسمت ۱
آدما رد میشن از کنارت / هنو مثه قدیما همه چی خنده داره
هنو همه روح و جسم، بچه دارش / میکنن دلو با حرفا خدشه دارش
داره در میره از دست امشب / هرجایی میره یه هرزست فکرم
میخوان باهات از نزدیک باشن آشنا / تو دنیات از سر صبح تا شب دادگاه
شده جنگ و دعوا حکم و طلاق / توی مشکلا سُممبک وکلا
همه میخوان بگیرن ازت رشته‌ی کلام / در بیارن از کاست چشم مثه کلاغ
داره غالب میشه نیمه‌ی تاریک / داره هی پر تر میشه نیمه‌ی خالی
حتی، نداره گرمای قبل و خورشیدُ / تو غصته حقیقتو کی بشه حالیش
همخوان
لحظه‌ها میگذرن از نگاهت / تو هرشب مینویسی حسب حالت
با روحی که نمیتونه تخت بخوابه / شب نمیبینی اشاره از ستاره‌ها
لحظه ها میگذرن از نگاهت / تو هرشب مینویسی حسب حالت
با روحی که نمیتونه تخت بخوابه / شب نمیبینی اشاره از ستاره‌ها
قسمت ۲
میشه دل گشنه و ذهنو می‌جوم / تو هر حالتی بگی فکرُ می‌کنم
حس می‌کنم همش اینه آخرین نفس / آخرین دفعست می‌زنم بال از این قفس
شده انگیزه جدا از حس / شده از دود این شهر خدا هم فِس
ولی جنگیدم با اینکه کاکا سیاه نبودم / میگذره روزا با این پاپاسیا هنوزم
پول، ***رته میره و میاد / باید، نزنی حرص جیبتُ زیاد
باید دل نبندی به چیزی که موندگار نیست
شاید، یه جو معرفت گیر تو بیاد، داداش
یاد بگیر که قانون تویی / تو تلاش باش دل‌ها رو آروم کنی
آدما رد میشن از کنارت / اونا حرفاتو میخونن از نگاهت
همخوان
لحظه‌ها میگذرن از نگاهت / تو هرشب مینویسی حسب حالت
با روحی که نمیتونه تخت بخوابه / شب نمیبینی اشاره از ستاره‌ها
لحظه ها میگذرن از نگاهت / تو هرشب مینویسی حسب حالت
با روحی که نمیتونه تخت بخوابه / شب نمیبینی اشاره از ستاره‌ها

نظرت چیه...؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s