متن: بامداد – «مجموعه‌ی خواب زمستونی» (رسمی)


بامداد – مجموعه‌ی «خواب زمستونی»

بامدادم من | با آهنگسازی مضراب

خودم هم باور ندارم که میتونم جدی باشم
یه حسی دارم توم که دینی دارم بهش
حس میکنم همه نفس هام رو قسطی دارم
بعد از هر بازدمم میگه این بار آخره
وقت منه یه صدایی میگه صبر بسه هی
خشک و سرد مثل آدم برفی های ته دی
گرفته و کدر و بیروح مثل وقت فکر
زیر دوش میکنی از سرمایی که تنته
من خوابم ، من خوابم صدای خرناسم
پر کرده گوشه های شهر و با آدم
عادت کردم به خوابی به سنگینیه حرفم
به روز مرگی حوصله سر بر
به دیدن همه چی مثل فیلم های صامت
یه تکرار سیاه و سفید یه سکوت ثابت
از همه چیم که زدم
فحش هام هم شنفتم
دکمه هامو بستم
گه خوریم و کردم
چیزی نیست که ببازم
نه تاریکم نه روشن
بامدادم من

چشم بند| با آهنگسازی مضراب

پشت میکروفونم قصست ، من خوده قصم
من خوده عشقم به حسه نوشتن
فرق من و اونا فقط نیست تو زشتیه بهشتم
اونا فقط وقت خوابشون نمیزنن چشم بند
من یه چی دیدم که هر چی میگم کوچیک خطاب میشم
اونا میگن بچم ولی من حدودا بالا بیستم
پولام رو دور میریزم ، اخبار گوش نمیدم
مثل مردمم نیستم
با کیهان شیشه های خونه م رو پاک میکنم
عکس رئیس زیر بشقابم جا سفرست
دوست ندارم کثیف بشه میزم
فقط واسه هدف خودم عرق میریزم
اونا تقلب میکنن من پا شم برم بیرون
اونا اینو میخوان
ولی من یه انسانم
کیسه بوکس نیستم
واسه بلند گو های شهر کرکره گوشام رو بستم
رفتم جایی که خواستم و هر کاری که خواستم کردم
آزادی یه واژست یه میدونه راحت
قانون یه ماشینه ، فهمیدنش سادست
دور دور ، قیمت ها عددن
سیستم جبره ، بی قیمت ها عقبن
جبر جغرافیای یه حرف کسشعره
من یه انسانم درخت نیستم
ریشه دارم تو جمجمم
محرکم خشمه که وقتی باشه مخربم
اونا میخوان من عصبی نشم هیسسس
قرص های آرام بخش بیشتر
آرامش مرگه واسه من سمه اینو دکترا نمیفهمن
که علم یه حرفه واسه توجیه چیزایی که میبینی تو هفته
اینم از اون حرفهای خسته
زندگی کابلی یعنی حرف هات رو تایپ کنی
نور مانیتورت شب ها چشمت رو از خواب برید
میخوان فقط کار کنی تهش پشت ویلچر
تو یه دنیای مجازی با سی پی یو کالبدی

من خوده قصم
من حسم که جسمم ولش کرد
فرق من و شما بیشتر از اینیه که نوشتم
شما فقط وقت خوابتون نمیزنین چشم بند

یادم میمونه| با آهنگسازی دهقان

زیر پل ها زیر چراغ های روشن و
زیر شکم زیر همه آدما که گندن و
لای دیوارها و لای اخم های تو چهره
لای همه ایهام ها و حرف های تو شعر
ته کوچه ها ته چشم های دختر ها
ته ته آدم های ته خط های مختل
رد بوهای عجیب و رد روز های بی شب و
رد آدم های خوش بویی که گلها رو چیدن و
حد خودت رو ندونی حد بقیه رو از بری
حد خودت هم جاییه که بشری نپرید
اخم سبز پوش های بنز سوار و اخم بعد تلخی
ترس شلاق تو جونته و ترس مرگ تو من نیست

هنوزم با داستان های شباش عشق میکنم
خط های رو.. پوست چروک ، دور چشماش کبود
یادم میمونه چجوری به آجر هاش فکر میکنم
یکی بود یکی نبود ، غیره تهران هیشکی نبود
هنوزم با داستان های شباش عشق میکنم
خط های رو پوست چروک ، دور چشماش کبود
یادم میمونه چجوری به آجر هاش فکر میکنم
یکی بود یکی نبود ، غیره تهران هیشکی نبود

نوک دارکوبا رو چوب و نوک دماغت تو جوب و
بگیر بکش تا تیر بکشه استخون و
لب تیز کارد گاز میزد از همون اولی
لب خوشگل و درشت ماشین بقلی
گاز گاز ، پدال و فشار گاز فشار
یه لبخند بزن بشه چشام باز
حشره گاییدن یه ملت توت
بین گرگ و گله سگ شدن سخت بود

یه چیزی توم هست که غرقش ام
این شهر و دوست دارم از هشت شب
یه چیزی توم هست که غرقش ام
این شهر و دوست دارم از هشت شب

هنوزم با داستان های شباش عشق میکنم
خط های رو پوست چروک ، دور چشماش کبود
یادم میمونه چجوری به آجر هاش فکر میکنم
یکی بود یکی نبود ، غیره تهران هیشکی نبود
هنوزم با داستان های شباش عشق میکنم
خط های رو پوست چروک ، دور چشماش کبود
یادم میمونه چجوری به آجر هاش فکر میکنم
یکی بود یکی نبود ، غیره تهران هیشکی نبود

احترام| با آهنگسازی مضراب

هر چی دیدم گفتم ، دوست داشتم گفتم
دوست نداشتی سوختم ، دوست داشتی پختم
زیرم و زیاد کردن سوختم قبل پختن
اول دوست نداشتن بعد دیدن لختن
تو بقل منو فکرم بقل حرف و شعر
کلمه نیست شخصیته که میده این رپ و شکل
مجستمه ساختم تا فکر کنی بُتِ
زانو بزن بفهم اون که بالاست توقعته
مهربون و خوبم مثل رض رنگی
مثل داریوش ردی ، بهم میخندی
مردم هم کورن ندیدن تو کارم خوبم
مثل سورنا ام اونکه تقصیر داره من بودم
از تو هم ممنونم که هیچ گهی نخوردی
گوش دادی دهنت رو بستی تا نپرسی
فهمیدی یه هنرمند لایق احترامه
گاهی سکوت کرد ولی هیچ وقت نخسبید
تو هم سرت رو بکن تو کاسه ی خودت
هر تاجی زدی سر خودت واسه خودت
یه پسر همیشه افتخار ننشه
حتی اگه مفت باشه مثل کار خودت
این رپ فارسه تو این دو سه سالی که بودم
فهمیدم کلی از حرفایی که زد نمونست
همون کارایی که تو دوستشون نداشتی
اگه میگی بده نظرت واسه خودت
چوب لا چرخ یه مشت نابغه نمیره
تخت خیالت دراز بکش باهاش حال کن
اگه یه ذره هم حسم کنی کارم عالیه
گوش کن و عشق کن همین واسم کافیه

نوش جونت

2 پاسخ به “متن: بامداد – «مجموعه‌ی خواب زمستونی» (رسمی)

  1. بازتاب: بامداد – مجموعه‌ی کوتاه «خواب زمستونی» | What...? RAP·

نظرت چیه...؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s