متن: جاستینا – مجموعه‌ی کوتاه «مشت»


جاستینا – مجموعه‌ی کوتاه «مشت»

قبل و بعد

قسمت آغازین
صبح، شب، تو، من مهم نیست… مهم نیست…
صبح، شب، تو، من

قسمت ۱
همه اینا رو که میبینی یه تضادی داره/خوبی کناره بدیه که یه نمادی داره
چرا یه خط میبینی دنیارو وا بده/زمین و از بالا بیبینی میبینی جالبه
همیشه حال خوب نمیشه تو روزات بمونه/یه روزایی داری که خودت و خدات میدونه
وقتی بطری خالیه میبینی تهش هیچی نیست/زندگی همینه برو بالا تهش هیچی نیست
وقتی زیره پا تو مسیر واست میگیرن و میرن/اگه ندیدی و افتادی رو پات شو بخند
بابا بیخیال بخند مگه دنیا چند روزه؟/حتی دو روز هم باشه نگو چرا کم بوده
خدا رو یادت باشه حتی اگه تلقینه/حتی اگه باری که رو دوش بد سنگینه
برا چند لحظه هم شده تو حال باش/قبل رو فراموش کن و بعد رو بذار جاش

همخوان
مهم نیست چی بوده و چی گذشت بهت
تصویر آینست
که میگه چیه سرنوشت
مهم نیست… مهم نیست… (×۲)

قسمت ۲
همیشه سخت تر اینه، که بدتر میشه/اوضاع خوب نمیمونه اما بهتر میشه
همه دشمن شدن میخوان مشتم کنن/ولی من میخندم دیگه محکم شدم
نگا بالاسری نکن توام بالاسری دیگه/بیچاره اونی که به من و تو بالاسری میگه
نگو خواستم نشد یه آدم نخورد/به پستم دعا کردم بازم نشد
کار زمین یه مشته که پودرش کنه/دنیا همیشه یه جاییه که توپش پره
ببین جایی که منم همه چی خوب و خوش نیست/همیشه معرفت آدما رو به رشد نیست
کسی حالتو نمیخواد همه سر قبلن/ببین وقتی نیست شدم میان سر قبرم
همه اینا رو بیخیال یکم بخند برام/اینا رو بیخیال یکم بخند برام

همخوان
مهم نیست چی بوده و چی گذشت بهت
تصویر آینست
که میگه چیه سرنوشت
مهم نیست… مهم نیست… (×۲)

گربه‌ی نر

قسمت ۱
من یه جاییم که خوبیامون تو کتابه/همیشه ما خریم و گنده مونم خوبه حالش
من یه جاییم که همه میخوان سواری بگیرن/سر عقیدشون حاظرن از نداری بمیرن
من یه جاییم که اسطوره ها آرزو میشن/عکس قهرمانا تو اتاقا آویزون میشن
من یه جاییم که وطن میشه ارث پدری/که به بهونه ی آزادی به هرجا ببری
اینجا تابشون با حقیقتا بریده میشه/تو اوج ناامیدی دروغ همون امیده میشه
اینجا فرهنگ و فقط واسه فرنگ میدونن/واسه چش آبیا از سر جنگ رجز میخونن
اینجا حرفای سیاسی میشه یه نفس عمیق/وقتی بازیچه نباشی میشیم یه عمل کثیف
اینجا فک نمی کنن فقط چشما میبینن/جلو لنز گوشیا روزی چندتا میمیرن
اینجا تاریخ و خون و شهادت از یاد میر/همون دستای آلوده به خون از خاک میگه
اینجا آزادیا فقط روی مقوا حاظره/هرکی مخالفت کنه میشه یه رای باطله

همخوان
اینجا که منم یه گربهی نره
که به توله های خودشم حمله میبره (×۲)

قسمت ۲
اینجا پول خونو به بوی نون ترجیح میدن/اینجا شعارا به نرخ روز تصحیح میشن
اینجا عمرا سر عمر گل لاله تلف میشه/اینجا عقده هامون سر رقیبامون هدف میشه
اینجا یاد قدیما همیشه بخیر میشه/جهنم می کارن فک میکنن بهشت میشه
اینجا عرب که میبینن همه منزجر میشن/واسه برگشتن حاجیاشون منتظر میشن
اینجا قدرت مردا تو کمر خلاصه میشه/تنها دلخوشی زناشونم لباس و کیش
اینجا تورم از تعرضم ارجح تره/اینجا طول صف حماقت از شیر بدتره
اینجا بهشت فقط زیر پای مادراست/سر گرفتن حق همیشه آخراس
اینجا خوشی بزن زیر دل یعنی سیر شدی/وقتی دنبال نون شب باشی درگیر شدی
اینجا رسوا نمیمونن همه همرنگ میشن/دم پرتگاه میرسن همه کمرنگ میشن
اینجا قضاوت عدالتم عمومیه/حتی خنده ی رفیقا واست دروغیه

همخوان
اینجا که منم یه گربهی نره
که به توله های خودشم حمله میبره (×۲)

بازنده

قسمت ۱
شنیدم دیدم کاراتو جدیدا/دیگه تفریحم میشه به تو پریدن
مهم نیست کی کاراتو مینویسه/تو عروسکی گردونتم زیر میزه
میخوای بترکونی لباتو باد میکنی/جلو دوربین سینه هاتو چاق میکنی
اگه بقیه نیست حرفاتو یادشون/اگه با بدنت راه میفته کارشون
باشه قبول نیست به ما مربوط کارات/ولی روضه نخون که بشی معروف باهاش
نه خالم نصیحت کنم در دافارو/نه شیرین میبینم کل بدخواهارو
ببین خواستی خودت فقط جوابمو بده/یکم سعی کنی میتونی نمیاد بهت
این ادا اطفارا این بینی سربالا/تو که همه چیزت قرضیه از نوک سر تا پا

همخوان
هی فرقی نیست بین تو و بقیه
میخوای داف باشی اینه قضییه
هی میتونی تا کی باشی باب میل؟
وقتی سیر بشن میری گوشه دنج
باهات حال میکنم تو مث خواهر منی
ولی یه عادت بدی که من دارم
باید بگم چیزی که میکنه بد حالم
دل نترس دارم میگم حقایقو سریع ولی
تو خاک خودم نه تو خاک غریب
من یکی از اونم که گول خورد عجیب
با یه رنگ سبز شدیم اسکل فجیح

قسمت ۲
تو هم کنار رفیقا خوب جا کردی خودت/شدی اون جارو که موشه می بست به دمش
که تو سوراخ نرفت/تو جوب دنبال آب پاک نگرد
نه به دین کار دارم نه سنت و شرع/ نه به این کار دارم که گنده ست یا شر
نه دوست دارم یه پارچه رو سرم باشه/نه دوست دارم هنرم تو بدنم باشه
ببین سنگینی به وزن لباسات نیست/زن بودن به مو و یقه باز نیست
اگه بعد چند سال حرفام و یادم رفت/تو هم به روم بیار بگو یه بازندم

همخوان
هی فرقی نیست بین تو و بقیه
میخوای داف باشی اینه قضییه
هی میتونی تا کی باشی باب میل؟
وقتی سیر بشن میری گوشه دنج
باهات حال میکنم تو مث خواهر منی
ولی یه عادت بدی که من دارم…

1 پاسخ به “متن: جاستینا – مجموعه‌ی کوتاه «مشت»

  1. بازتاب: جاستینا – مجموعه‌ی کوتاه «مشت» | What...? RAP·

نظرت چیه...؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s