متن: امیر خلوت – «خنده داره»


khande-dare

ورس یک

نیستم اصن شبیه قبل … مریض مغز و پریده عقل
…اه
خب اینا یعنی بخند … چشماتو سریع ببند
…چون
همه چی خنده داره … به شرطی که سمِّ باشه
چشما خط مست خوابه
نباشه هواس و دست به خایه… خنده داره
یکی بود یکی نبود .. داش یکی مشتی بود یکی حسود
آدم بود … دور از مایه مهم اونقدرا هم که بگی نبود
خوب بود … توپ بود
اما یهو خنده دار شد همه چی دور زود … دود بود
خنده داره وقتی لفظ میشه شهید میشه همین
جواب خنده‌ها که هر چاقالی به خودش میگه رپی
سردشه … خنده داره … نیست مال جنگ واژه
اسکلِ خنده داره واسم، وقتی *** میگه سر صدا شه
میخندی نه؟ … منم اولاش میخندیدم
میجنگیدم ولی بعد یواش میفهمی نه؟
نداره ارزش … بدون لبخند نمیگذره زمین نداره چرخش
از این خنده‌ها محال رد شم .. خط خطی نوار مغزم

کروس

…همه چی کوچیک و خنده داره
…این دنیا و آدماش این شهر و با شباش با هواش
با داستانای خنده ‌دارش که میکوبی دست و پا براش
سیر نشدم ازش هنوز و یه عالمه حرف دارم باهاش

ورس دو

خنده داره واسم وقتی بهم میگن تکراری شدی
میگن باید یک کاری کنی
خندم میگیره چون اینا نمیدونن
چی به چیه، کی به کیه، چی میگذره تو دل من
نمیدونن چه لذتی داره تنها قدم زدن تو دل شب
…تو دل شهر خنده دارن … اینایی که چــپ و راســــت
میــــرن و میـــان لاف میزنــن از پادشـــاهی
واسه اتحاد به هر پـــلشتی رو میزنن، میکنن خـــایه مــالـــی
راستی … چطوره دلت؟ … هنوز معطل کــلیـــده؟
شب بیا ته مزرعــــــــه زیر گلدون کلیدت
میدیم بت … خوش دست و خوشمزه خب ولی بی ریخت شکل
راه دوری، باکی نیست … آدرس بده میدم پیک
نبودیم هیچ وقت اهل قر … خب اینجوری مغزا رو میدیم شِیک
همه چی خنده داره … اونقدرا هم نیست جدی داشی
هیجان داری … به نظر میاد دوست داری جت لی باشی
همه رو بزنی، همه رو ببری، تَنَ رو بزنی بعد به آب
آه … هه هه … پَ نگو نیستی خنده دار

کروس

…همه چی کوچیک و خنده داره
…این دنیا و آدماش این شهر و با شباش با هواش
با داستانای خنده ‌دارش که میکوبی دست و پا براش
سیر نشدم ازش هنوز و یه عالمه حرف دارم باهاش

خنده داره … وقتی دست میکشی از ادامه
نگه میداری حرفاتو تو دلت باید بخوننش از نگاهت
خنده داره … وقتی یک به دو نمیره دنده
دیگه نمیکشی، بیخیال باش بشین تا که بگیره خنده

ورس سه

…خنده داره
وقتی واسه خرج ماهت حراج میکنی صدا و هنر و استعداد ُ
واسه همه میگی قصه‌هات ُ
بالاخره … یه جوری میگذره روز و شب .. تو دود و دم
با خنده‌هام میگذرم از همه چی و میریزم تو خودم
…لبخند میزنم به همه چی
هر چند یه نقاب اصن به حرفای دلم گوش
نمیدم چون گله داره فقط
بعضی وقتا نمیفهمم کجام و با خودم چند چندم
ناجور آشوب دلم ولی از رو لب نمیره لبخندم
خنده‌هام مث شلاقِ و رو کمر بدخوام میمونه جاش
امیرم همون که خندیدن تو اوج درد ُ میدونه راهشو
این دنیا و آسمون و زمین
هرچی که هست و نیست و میلوله لاش
خنده دار ، بوده و هست و میمونه داش

نظرت چیه...؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s